• صفحه اصلی
  • تبلیغات در سایت
  • گیلان
  • سیاهکل
  • دیلمان
  • روستاها
  • ورزشی
  • سیاسی
  • چندرسانه ای
  • مسیر گردشگری دیلمان
  • درباره ما
  • صفحه اصلی
  • تبلیغات در سایت
  • گیلان
  • سیاهکل
  • دیلمان
  • روستاها
  • ورزشی
  • سیاسی
  • چندرسانه ای
  • مسیر گردشگری دیلمان
  • درباره ما
  • صفحه اصلی
  • تبلیغات در سایت
  • گیلان
  • سیاهکل
  • دیلمان
  • روستاها
  • ورزشی
  • سیاسی
  • چندرسانه ای
  • مسیر گردشگری دیلمان
  • درباره ما
دوشنبه 20 مهر 1405 - ساعت 02:38:03
تبلیغات تبلیغات
تاریخ انتشار خبر: 13 اردیبهشت 1396
ساعت انتشار خبر: 12:17 ب.ظ

اعتراف های هولناک شکارچی زنان در گیلان/ چهارمین جنایت به سیاهکل کشیده شد

پایگاه خبری درسیاهکل (DarSiahkal.ir)
اعتراف های هولناک شکارچی زنان در گیلان/ چهارمین جنایت به سیاهکل کشیده شد
خفاش شب‌های گیلانآرام، خونسرد و سخنور. این خصوصیات قاتل سریالی زنان در استان گیلان است؛ مردی که با گذشت سال‌ها از نخستین جنایاتش، جزئیات همه آنها را به‌خاطر دارد و با دقت و مو‌به‌مو آنها را شرح می‌دهد.

به گزارش درسیاهکل، آرام، خونسرد و سخنور. این خصوصیات قاتل سریالی زنان در استان گیلان است؛ مردی که با گذشت سال‌ها از نخستین جنایاتش، جزئیات همه آنها را به‌خاطر دارد و با دقت و مو‌به‌مو آنها را شرح می‌دهد.

فرزاد متولد۱۳۵۶ است و تا دوم راهنمایی بیشتر درس نخوانده اما به‌گفته خودش روابط عمومی بالایی دارد و هرجا صحبت می‌کرده، همه تصور می‌کردند کارشناس ادبیات است. او فرودین‌ماه امسال و در جریان تحقیقات تخصصی و علمی پلیس آگاهی استان گیلان دستگیر شد و در بازجویی‌ها به قتل ٧ زن در گیلان اقرار کرد. او در یک گفت‌و‌گو جزئیات قتل‌های سریالی و انگیزه‌اش از این جنایات را شرح داده و می‌گوید: «حالا که اینها را تعریف می‌کنم انگار کتاب داستان می‌خوانم و باورم نمی‌شود که قتل‌ها کار خودم بوده.».

**چه شد که برای نخستین‌بار دست به جنایت زدی؟
شکست در زندگی با همسر اولم دلیل همه اینها بود. مرا به جایی رساند که از تمام زنان متنفر شدم و کینه به دل گرفتم آنقدر که به جنون رسیدم.

**اگر انگیزه‌ات انتقام از زنان بود، پس چرا طلاهایشان را سرقت می‌کردی؟
٣ قتلی که بین سال‌های ٨٧ تا ٨٨ انجام دادم، فقط به‌خاطر انتقام گرفتن از زنان بود. اما ۴ قتلی که در سال ٩۵ انجام دادم ٨٠ درصد به‌خاطر مشکلات مالی و ٢٠درصد به‌خاطر همان تنفرم بود.

**ممکن است تعداد قتل‌هایی که انجام دادی بیشتر از این حرف‌ها باشد؟
ببینید من اصلا آدم دروغگویی نیستم. بهتر بگویم از دروغ بیزارم. پس بدانید که حقیقت را می‌گویم. چون روز اول مرا به جرم ۴ قتلی که در سال ٩۵ انجام دادم، دستگیر کردند و در اداره آگاهی پرسیدند ممکن است قتل‌های دیگری هم انجام داده باشی؟ به آنها گفتم اجازه بدهید فکر کنم. ۴ ساعت در سلولم بودم و با خودم کلنجار رفتم. بعد گفتم بهتر است حقیقت را بگویم. افسر تحقیق را صدا زدم و صادقانه گفتم من ٣ زن دیگر را هم کشته‌ام. برگه بیاورید تا جزئیات قتل‌ها را بنویسم. من ٧ قتل انجام داده‌ام اگر هم بیشتر بود می‌گفتم و ترسی از کسی ندارم. با اطمینان می‌گویم ٧ نفر را کشته‌ام.

**گفتی شکست در زندگی با همسر اولت تو را به جایی رساند که از زن‌ها متنفر شدی. مگر چه اتفاقی افتاد؟
من ١٠، ١١سال پیش در کشتیرانی در بندرعباس کار می‌کردم و آشپز بودم. برادرم ناخدای همان کشتی بود و او مرا به سرکار برده بود. از طریق یکی از دوستانم با همسر اولم آشنا شدم. خودم هم بچه روستایی بودم. بچه شهر نبودم که زرنگ باشم. ساده بودم و از سر سادگی تن به نخستین ازدواجم دادم، اما زندگی کاری با من کرد که از تمام زنان متنفر شدم. باید بگویم بدبختی‌های من از زمانی شروع شد که از طریق یکی از آشنایان افتادم در کار خرید و فروش عتیقه و زیرخاکی.

معمولا افرادی که در این کار هستند تمام اموالشان را به نام شخصی دیگر می‌کنند که اگر گیر افتادند اموالشان از دست نرود. من هم تمام خانه و زندگی‌ام را به نام همسرم کردم. یک کارگاه چوب‌بری داشتم که آن را هم به نامش زدم تا اینکه وقتی با هم دچار اختلاف شدیم، یکی از روزها توی چشمانم نگاه کرد و گفت دیگر نمی‌خواهمت.

بعدا متوجه شدم که پیش از من عاشق فرد دیگری بوده است. اینها را که فهمیدم تصمیم گرفتم او را به قتل برسانم. حتی نقشه قتل کشیدم اما به‌خاطر دخترمان که فکر کنم الان ۱۰سالش باشد، این کار را نکردم. حتی یک‌بار می‌خواستم همسرم را خفه کنم که دخترم گریه کرد و با صدای او همسایه‌ها هم به خانه‌ام ریختند و همسرم را از زیر دستم بیرون کشیدند. به‌خاطر اینکه دخترم بی‌سرپرست نباشد، بی‌خیال شدم و گفتم می‌روم اما طلاقت نمی‌دهم.

**اما همسرت گفته که او و خانواده‌اش هوای تو را داشته‌اند و تو بیکار بودی؟
سکوت

**از همسر اولت خبری نداری؟
نه اصلا. دلم نمی‌خواست حتی به‌خاطر دخترم از او خبری بگیرم.

**یعنی پس از جدایی، قتل‌هایت را شروع کردی؟
دقیقا. بعد از آن جرقه جنایت در ذهنم زده شد. چون من که این همه سال کار کرده و سرمایه داشتم، شده بودم یک بدهکار ورشکسته. من چندین زمین و ویلا در زیباکنار داشتم و حتی ورزشکار بودم. در نزدیکی زیباکنار یک باشگاه ورزشی است که عکس‌های مرا به دیوار زده. من کنگ‌فو کار می‌کردم و مهارتم در نانچیکو بی‌نظیر بود. اما پس از آن اتفاق‌ها آتش کینه در دلم روشن شد و شروع کردم به انتقام گرفتن.

**از نخستین جنایت بگو، چه زمانی آن را انجام دادی؟
از من جزئیات قتل‌‌ها را بپرسید نه تاریخ دقیقش را. غروب یک روز بارانی بود اما راستش تاریخ دقیقش یادم نیست. آن روز از کارگاه چوب‌بری بیرون آمدم. راستش من چندین بار کارم را عوض کردم و بعد از کار آشپزی در کشتی و خرید و فروش عتیقه، رفته بودم سراغ خرید و فروش چوب و کارگاه چوب‌بری راه‌انداخته بودم. آن روز در جاده و نرسیده به رشت خانمی را دیدم که کنار خیابان ایستاده بود و برایم دست تکان داد.

پایم را روی ترمز گذاشتم و او سوار شد. من گاهی مسافرکشی هم می‌کردم. او سر صحبت را باز کرد و شماره تلفنش را داد. فردای آن روز با تلفن کارتی به او زنگ زدم و روز دوم با آن زن در کوچصفهان قرار گذاشتم. صبح بود. وقتی توی ماشین نشست متوجه شدم حالش خوب نیست. او را به خانه‌ام در زیباکنار بردم؛ تنها ملکی که برایم مانده بود و آنجا زندگی می‌کردم. وقتی وارد خانه شدیم، دستانش را بستم. بعد با روسری دهانش را بستم و از پشت سر طنابی دورگردنش انداختم و خفه‌اش کردم. برای اینکه راحت جسد او را حمل کنم مثله‌اش کردم.

چون بار اول بود، حالم بد شد و به‌شدت ترسیده بودم. کارم که تمام شد از خانه بیرون رفتم و ملحفه خریدم و آن را داخل ملحفه پیچیدم و داخل صندوق عقب ماشینم گذاشتم. می‌خواستم آن را رها کنم اما هرجا می‌رفتم از ترس اینکه کسی مرا ببیند بی‌خیال می‌شدم. خلاصه ٣روز جسد داخل صندوق عقب ماشینم بود و دیگر کم کم ماشین بوی تعفن گرفته بود. روز سوم گفتم باید هرطور شده آن را رها کنم.

خیلی ترسیده بودم. ٣روز اصلا نخوابیدم و وحشت داشتم. می‌ترسیدم زنده شود. کابوس می‌دیدم و احساس می‌کردم روح مقتول داخل خانه‌ام است. از طرفی می‌ترسیدم گیر بیفتم. برای همین روز سوم از خانه بیرون آمدم. همه جای خیابان پلیس می‌دیدم. وحشت کردم و با خودم می‌گفتم حتما در تعقیب من هستند اما بعد متوجه شدم برای فوتبال است. بالاخره به سمت جاده سراوان رفتم و جسد را داخل استخر ماهی انداختم.

**کسی تو را ندید؟
نه. هم شب بود و هم حواسم جمع بود که کسی مرا نبیند.

**طلاهای مقتول را هم برداشتی؟
برداشتم اما نمی‌دانم چه کردم. در آن زمان من واقعا نیاز مالی نداشتم. قصدم انتقام بود.

**از دومین جنایت بگو؟
در قتل دوم دیگر ترس قتل اول را نداشتم. فاصله قتل دوم تا اول به سال نکشید و چند‌ماه بود. در آن زمان از آستانه اشرفیه چوب خریده بودم و به سمت رشت می‌رفتم. یک زن برایم دست تکان داد. تا سوار شد به راحتی با او طرح دوستی ریختم. همان روز به من گفت بیا به مادرم نشانت بدهم، چون خیلی خوش تیپی! تعجب کردم. او شماره‌اش را به من داد و بعد پیاده شد.

روز بعد اتفاقی او را دیدم. قرصی از کیفش بیرون آورد و به من داد تا بخورم. خودش هم قرصی خورد که ناگهان بی‌حال شد. دیدم یخ کرده و رنگش پریده است. گفتم خدایا چه کنم؟ برای همین تصمیم گرفتم او را هم به قتل برسانم. با طناب زردرنگی خفه‌اش کردم. هیچ تقلایی هم نکرد. بعد جسد را داخل صندوق عقب گذاشتم و به سمت خانه پدری‌ام رفتم. در آنجا به بهانه درست کردن انباری، به طویله رفتم. قبری کندم و جسد را دفن کردم. پس آن رویش سیمان ریختم و چون عذاب وجدان گرفته بودم، پس از قتل برایش دعا خواندم.

**چرا عذاب وجدان؟
چون فکر می‌کردم معلول ذهنی است.

**آن روز در خانه پدری‌ات کسی تو را ندید؟
نه. مادرم در آن زمان سکته کرده بود و پدرم مراقب او بود. خواهر و برادرهایم یا سرکار بودند یا ازدواج کرده و سر خانه و زندگی‌شان بودند.

**چندتا خواهر و برادرهستید؟
۵ تا پسریم و ۶ تا دختر. من کوچک‌ترین فرزند خانواده‌ام.

**از قتل سوم بگو؟
قتل سوم هم فاصله‌اش با دوتای قبلی به سال نکشید. دیگر افتاده بودم توی این کار و انگار برایم عادی شده بود. ترسم کاملا ریخته بود. سومین زن را در فلکه گاز روستای رودبارکی سوار کردم. تصور کردم مشکل اخلاقی دارد. می‌خواستم همان لحظه کار را تمام کنم اما نشد. شماره‌اش را گرفتم و ۳ روز بعد با او قرار گذاشتم. او وقتی سوار شد مرتب می‌خندید و حالت عادی نداشت. در خیابان چرخی زدم تا شب شد. به سمت جاده تهران رفتم و نخستین کسی بود که با چاقو به سمتش حمله کردم و ضربه‌ای به قفسه سینه‌اش زدم. بعد با کمربند ماشین خفه‌اش کردم.

**با جسد چه کردی؟
آن را داخل صندوق عقب ماشینم گذاشتم و به سمت خانه پدرزنم رفتم. آن زمان با زنی که در همسایگی خانه پدری‌ام زندگی می‌کرد، آشنا شده و عقد موقت کرده بودیم. وقتی به خانه پدرش رسیدم خیلی ترسیده بودم از اینکه لو بروم و پدرزنم متوجه شود که دامادش یک قاتل سریالی است. ماشین داخل پارکینگ بود و جسد در صندوق عقب آن. صبح به بهانه اینکه کار دارم از خانه بیرون زدم و جسد را روبه‌روی پلیس راه رشت- فومن داخل رودخانه رها کردم.

**بـعـد دیگر قتل‌ها را متوقف کردی درست است؟
وقتی خانمم را صیغه دائم ٩٩ ساله کردم، دیگر سمت قتل نرفتم و در واقع توبه کردم.

**پس چه شد که دوباره در سال ٩۵ دست به قتل زدی؟
دوباره یک جرقه باعث شد به سمت جنایت بروم. هرچند در این سال‌ها گاهی کابوس می‌دیدم و روح آن زن‌ها به خوابم می‌آمدند. من بعد از ازدواج دومم کار چوب را رها کرده و در کار خرید و فروش ماشین و برنج افتادم. اما عده‌ای سرم را کلاه گذاشتند و پولم را خوردند.

دوباره ورشکسته شدم و طلبکارانم حکم جلب مرا گرفتند. مجبور شدم پول پیش خانه‌ام را به طلبکارانم بدهم و خودم ۶‌ماه در چادر در خیابان‌ها زندگی می‌کردم، آن هم به همراه همسر و دخترم. وضعیت بدی داشتیم. فکر کنید برای حمام به دریا می‌رفتیم.

تا اینکه یکی از آشنایانمان زنی را به من معرفی کرد تا کاری برایم دست و پا کند اما آن زن پیشنهادی به من داد که باعث شد دوباره حالت جنون به سراغم بیایید و دوباره تصمیم به آدمکشی بگیرم. او می‌خواست از همسرم سوءاستفاده کنم و بخواهم که تن‌فروشی کند. این را که شنیدم اعصابم خرد شد و این شروع قتل‌های دیگر پس از چند سالی که وقفه افتاد، شد.

**قتل چهارم را چطور رقم زدی؟
در واقع باید بگویم قتل اول پس از توبه‌ام! مقتول زنی ۵٠ ساله بود. او را حوالی پل عراق در رشت سوار ماشینم کردم. وقتی سوار شد متوجه شدم طلا دارد. شروع قتل‌های جدید این‌بار بیشتر به‌خاطر مشکلات مالی بود. آن زن ٧ گوشی موبایل داشت و سرش خیلی شلوغ بود. با او طرح دوستی ریختم. گفتم به من پول قرض بده چون وضعیتم بحرانی است اما قبول نکرد تا اینکه تصمیم به کشتنش گرفتم.

**اگر پول قرض می‌داد، جانش را نمی‌گرفتی؟
نه. من همه را امتحان می‌کردم. مثلا چندبار از قربانیان قبلی‌ام می‌خواستم به دوستی‌مان پایان دهند و از ماشین پیاده شوند و اگر نمی‌رفتند با خودم می‌گفتم پیمانه‌شان پر شده و جانشان را می‌گرفتم.

**او را چطور به قتل رساندی؟
مقابل خانه‌ام رفتم و کنار تانکری که آنجا بود طوری توقف کردم که نتواند پیاده شود. بعد گفتم اگر تهدیدت کنم به من پول قرض نمی‌دهی؟ گفت نه. بعد با طناب دستانش را بستم اول فکر کرد شوخی و یک بازی است اما وقتی دید من جدی‌ام شروع کرد به التماس‌کردن. دیگر کار از کار گذشته بود و من در یک لحظه او را به قتل رساندم. از آنجا که آشپز بودم، به خوبی می‌توانستم جسد را مثله کنم و درواقع با آناتومی بدن آشنا بودم! جسد او را در حمام خانه‌ام مثله کردم. وقتی اجساد را مثله می‌کردم اصلا به چشمانشان نگاه نمی‌کردم، چون می‌ترسیدم. بگذریم. جسد مثله شده او را در جاده سیاهکل رها کردم و باز ترس نخستین جنایت به سراغم آمد. دوباره همان وحشت در من زنده شد.

**همه قربانیانت به همین راحتی که می‌گویی فریبت را می‌خوردند و با تو دوست می‌شدند؟
همه‌شان نه. مثلا پنجمین قربانی‌ام زنی بود که در فلکه صیقلان سوار ماشینم شد. او می‌گفت تازه از تهران آمده و قصد رفتن به ترکیه را دارد. خودش سر صحبت را با من باز کرد. من هم به او گفتم که آشنایان زیادی در تورهای خارج از کشور دارم و می‌توانم کمکش کنم. با هم آشنا شدیم و مدتی بعد پس از آنکه از ترکیه برگشت و به رشت آمد با او تماس گرفتم و به خانه‌ام دعوتش کردم تا با خانواده‌ام آشنا شود.

آن روز همسرم در خانه نبود. وقتی آمد از آشپزخانه چاقویی برداشتم و آن را پشتم پنهان کردم و در یک لحظه از پشت سر ضربه‌ای به او زدم و سریع جان باخت. جسدش را در حمام خانه‌ام مثله کردم اما ناگهان حالم خراب شد و دچارتشنج شدم. همان لحظه همسرم رسید. اول فکر کرد با مقتول تصادف کرده‌ام و برای اینکه لو نروم جسدش را به خانه آورده‌ام اما بعد متوجه ماجرا شد.

**بعد از آن با تو همدست شد؟
نه. با من همدست نشد. من تهدیدش کردم که اگر به کسی حرفی بزند، یا خودش را می‌کشم یا اعضای خانواده‌اش را. او هم از ترس جانش تن به خواسته‌های من داد.

**با جسد پنجمین مقتول چه کردی؟
آن را در جاده سراوان رها کردم. راستش دیگر ترسی از پلیس نداشتم. خودم خسته شده بودم و حالت روانی به من دست داده بود. دوست داشتم هرچه زودتر دستگیر شوم اما جرأت این را هم نداشتم که خودم را لو بدهم. ببینید به کجا رسیده بودم که می‌خواستم همسرم را هم به قتل برسانم. با خودم می‌گفتم مبادا به جایی برسم که جان بچه‌ام را هم بگیرم. چون از همسر دومم صاحب یک دختر شده بودم و گاهی از خودم می‌ترسیدم که شاید به جایی برسم که آنها را هم به قتل برسانم.

**در پرونده‌ات نوشته شده که قصد کشتن ۲نفر دیگر را هم داشتی اما از دستت فرار کردند، درست است؟
در واقع ٣نفر. یکی خانمم بود که حتی نقشه قتل او را هم کشیده بودم اما بی‌خیال کشتنش شدم. البته خیلی با خودم کلنجار رفتم. چون بارها می‌خواستم او را هم در خواب خفه کنم اما نتوانستم. زن دیگری هم بود که با تهدید از همسرم خواستم او را به خانه دعوت کند و خودش او را بکشد اما وقتی آن زن در خانه بود زنم نتوانست. زنی دیگری هم بود که او هم به‌عنوان مسافر سوار ماشینم شد و قصد کشتنش را داشتم. وقتی متوجه شدم وضع مالی خیلی بدی دارد دلم به حالش سوخت و در آخرین لحظه از او خواستم از ماشینم پیاده شود. او هم پیمانه عمرش لبریز نشده بود و از دستم گریخت.

**ششمین قربانی‌ات چه‌کسی بود و چطور او را به دام انداختی؟
او هم مانند ۵ نفر قبلی به‌عنوان مسافر سوار ماشینم شد. کنار خیابان منتظر تاکسی بود که او را سوار کردم. سر صحبت را با او باز کردم و طرح دوستی ریختم. پس از آن به خانه‌ام دعوتش کردم. به سمت خانه که رفتم، مانند یکی از قتل‌های قبلی کنار تانکری که نزدیکی خانه‌ام بود طوری توقف کردم که نتواند پیاده شود. به او گفتم می‌خواهم تو را بکشم اما ناگهان یک سیلی در گوشم زد. بعد هم با چاقویی که در کیفش داشت به سمتم حمله کرد که با دستانم دستش را گرفتم و به طرف خودش کوبیدم که چاقو به گردنش خورد. بعد چاقو را گرفتم و چند ضربه به او زدم. نخستین کسی بود که خیلی عذاب کشید. بقیه یا متوجه نمی‌شدند یا خیلی سریع جان باختند. بعد با روسری خودش او را خفه کردم. بعد از قتل هم به‌خاطر همان سیلی که به من زده بود، دستانش را از مچ قطع کردم.

**بعد چه کردی؟
جسدش را به داخل خانه بردم و مثله کردم. قسمتی از آن را در جاده سراوان و قسمتی دیگر را در اسکلک انداختم که هنوز پیدا نشده است.

**درباره هفتمین قربانی‌ات توضیح بده؟
آخرین زن را لب‌آب سوارکردم؛ کنار دریا. برایم دست تکان داد و سوارش کردم. گشتی در خیابان‌ها زدم و با او سر صحبت را باز کردم و طرح دوستی ریختم. قتل او کمی با بقیه فرق داشت. به مقابل داروخانه رفتم و چند قرص خواب‌آور خریدم. آن را پودر کردم و داخل آب ریختم. وقتی خورد بی‌حال شد. با عصبانیت گفت به من قرص خواب دادی؟ با سر تأیید کردم. ناگهان با لگد به فرمان ماشین کوبید که ماشین به جدول برخورد کرد. همانجا با بست قالپاق، دستش را بستم و بعد با کمربند ماشین خفه‌اش کردم. جسد او را هم در اتوبان لوشان به سمت قزوین انداختم و تمام شد و رفت.

**چطور دستگیر شدی؟
فکر می‌کنم از طریق دوربین‌های مداربسته شماره پلاک ماشینم را به‌دست آورده بودند. راستش دیگر برایم مهم نبود. دلم می‌خواست آرامش داشته باشم. از این حس و از این قتل‌ها خسته شده بودم. این اواخر حتی شنیدم که سرنخ‌هایی از من به‌دست آورده‌اند. به آژانسی که آنجا کار می‌کردم، رفتند و دنبالم هستند. شب به همسرم گفتم دیگر بس است فرار نمی‌کنم. بیایند دستگیرم کنند. صبح از خواب بیدار شدم. اجازه ندادم همسرم دختر چهارساله‌ام را به مهدکودک ببرد.

کنارش بودم و با او بازی کردم. گفتم الان دستگیرم کنند و اعدام شوم و بعد به دخترم بگویند پدرش در دریا غرق شده و یا زیر ماشین رفته بهتر است تا اینکه بزرگ‌تر شود و صحنه دستگیرشدنم در ذهنش بماند. برای همین می‌خواستم زودتر دستگیر شوم. همان روز پلیس وارد خانه شد و من بدون هیچ مقاومتی تسلیم شدم.

**داستان خفاش شب تهران را شنیده بودی؟
بله. اوهم مانند من زنان را به قتل می‌رساند اما باور کنید من با هیچ کدام از قربانیانم رابطه‌ای نداشتم. همه آنها را پس از طرح دوستی به قتل رساندم.

**چرا یک مرد ورزشکار تبدیل شد به قاتل سریالی؟
نمی‌دانم. شاید به خانواده هم برمی‌گردد. شاید اگر پدرم همیشه بالای سرم و مراقبم بود، زندگی‌ام به اینجا ختم نمی‌شد. اما این را بنویسید که آرزویم خوشبختی ۲دخترم است. دلم می‌خواهد اعدامم کنند و دخترانم هیچ وقت راز پدرشان را که قاتل سریالی بوده نفهمند. آرزوی دیگرم این است که پیش از اعدام اعضای بدنم را اهدا کنند تا شاید با دعای افراد نیازمند دخترانم عاقبت بخیر شوند. چون خودم هیچ عاقبتی ندارم.

**تحقیقات ادامه دارد
قاتل سریالی زنان گیلان، ۲۰فروردین امسال دستگیر شد. تلاش کارآگاهان پلیس آگاهی استان گیلان که زیر نظر دادستان رشت تحقیقات شبانه‌روزی برای دستگیری این مرد را در دستور کار قرار داده بودند از چندین‌ماه قبل‌تر و با پیدا شدن بخش‌هایی از اجساد زنان در نقاط مختلف گیلان شروع شده بود. این تحقیقات پس از چند ‌ماه به نتیجه رسید و کارآگاهان با سرنخ‌هایی که از شاهدان و دوربین‌های مداربسته به‌دست آورده بودند موفق شدند این مرد جنایتکار را شناسایی و درنهایت دستگیر کنند. با اعترافات او، راز قتل ۷زن فاش شد و اجساد ۶نفر از آنها پیدا شد. اما هنوز جسد یکی از قربانیان پیدا نشده است. مرد جنایتکار پس از اعتراف به این جنایات، صحنه ۶قتل را بازسازی کرده و هم‌اکنون دراداره آگاهی در بازداشت به سر می‌برد و تحقیقات تکمیلی از او ادامه دارد.

منبع: همشهری

انتهای پیام/

عضویت کانال تلگرام در سیاهکل

تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات

کلمات کلیدی :

خفاش شب گیلانقاتل سریالیقاتل سریالی گیلانقتل
مطالب مرتبط
تحلیلی بر پدیده پرخاشگری و ریشه یابی قتل های آنی ناشی از تصمیمات لحظه ای

تحلیلی بر پدیده پرخاشگری و ریشه یابی قتل های آنی ناشی از تصمیمات لحظه ای

ماجرای قتل مرد ۶۷ ساله در سیاهکل فاش شد

ماجرای قتل مرد ۶۷ ساله در سیاهکل فاش شد

قتل درسیاهکل

قتل درسیاهکل

دستگیری سریع مظنون در پی وقوع قتل در روستای سرشکه

دستگیری سریع مظنون در پی وقوع قتل در روستای سرشکه

چرا پدری که فرزندش را می‌کُشد، قصاص نمی‌شود؟ / علت اصلی قتل‌های ناموسی چیست؟

چرا پدری که فرزندش را می‌کُشد، قصاص نمی‌شود؟ / علت اصلی قتل‌های ناموسی چیست؟

اعلام جزئیات قتل مرحوم «محمد عیوضی» توسط پلیس

اعلام جزئیات قتل مرحوم «محمد عیوضی» توسط پلیس

دیدگاه ها

برای صرف‌نظر کردن از پاسخ‌گویی اینجا را کلیک نمایید.

* دیدگاه‌های ارسال شده توسط شما، حداکثر تا ۲۴ ساعت پس از تأیید توسط پایگاه خبری درسیاهکل منتشر می‌شود.
* پیام‌هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نمی‌شود.
* پیام‌های به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط منتشر نمی‌شود.
* پذیرش پیام دلیل بر هم‌نظر بودن پایگاه خبری با نظر منتشر شده نیست.

اخبار برگزیده
دادستان سیاهکل: با هنجارشکنی و قبح‌زدایی بدون اغماض برخورد می‌کنیم
در راستای صیانت از حقوق عامه و حفظ امنیت روانی جامعه

دادستان سیاهکل: با هنجارشکنی و قبح‌زدایی بدون اغماض برخورد می‌کنیم

قطعی برق در اوج کسب‌وکار مردم منصفانه نیست
امام جمعه سیاهکل:

قطعی برق در اوج کسب‌وکار مردم منصفانه نیست

روایت تلخ مستأجران از جهش اجاره‌بها درسیاهکل

روایت تلخ مستأجران از جهش اجاره‌بها درسیاهکل

مرحوم ملک زاده یکی از قدیمی ترین معلم های معاصر سیاهکل
معلمی که در یادها ماند

مرحوم ملک زاده یکی از قدیمی ترین معلم های معاصر سیاهکل

«علیرضا احمدی دیلمان» سرپرست نمایندگی میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی شهرستان سیاهکل شد

«علیرضا احمدی دیلمان» سرپرست نمایندگی میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی شهرستان سیاهکل شد

انتخاب دهیاران روستاهای لیش و میکال به عنوان دهیاران برتر استان گیلان

انتخاب دهیاران روستاهای لیش و میکال به عنوان دهیاران برتر استان گیلان

پیگیری حل مشکلات اراضی روستای «کرف‌پشته» توسط مسئولین + تصاویر

پیگیری حل مشکلات اراضی روستای «کرف‌پشته» توسط مسئولین + تصاویر

عهد می‌بندیم از جنایتکاران انتقام بگیریم/ این انتقام، خواست ملّت ما است و به‌طور حتمی باید صورت بگیرد
رهبر انقلاب اسلامی:

عهد می‌بندیم از جنایتکاران انتقام بگیریم/ این انتقام، خواست ملّت ما است و به‌طور حتمی باید صورت بگیرد

درخشش دانش‌آموزان سیاهکلی در مسابقات کشوری «متر»

درخشش دانش‌آموزان سیاهکلی در مسابقات کشوری «متر»

تخریب واحدهای صنفی فرسوده در سیاهکل

تخریب واحدهای صنفی فرسوده در سیاهکل

یادداشت ها
معین رمضانی

تحلیلی بر پدیده پرخاشگری و ریشه یابی قتل های آنی ناشی از تصمیمات لحظه ای

حجت الاسلام میثم میرزایی

حماقت ایجاد، حفظ و حذف ارز ترجیحی

  • پربازدید ترین
  • پربحث ترین
  • هفته
  • ماه
  • سال
  • گیلان؛ قطب صادرات کیوی ایران با چشم‌انداز برداشت ۲۲۰ هزار تن در سال جاری

  • مهران نیک‌پی بیدرونی سرپرست هیئت کشتی شهرستان سیاهکل منصوب شد

  • ارائه خدمات سلامت هلال‌احمر لاهیجان در یادواره شهدای روستای آقای شیربنده

  • انتصاب علی علوی دیلمی به‌عنوان بخشدار مرکزی شهرستان سیاهکل

  • «مش رجب» هنرمند پیشکسوت گیلانی درگذشت

  • اختصاص اعتبار ۶ میلیون تومانی به دانشجویان در قالب طرح جدید «ردا»

  • نظارت میدانی کارشناسان اداره صمت سیاهکل بر واحدهای صنفی پوشاک

  • آغاز اکران فیلم سینمایی «جانشین» در سالن ارشاد؛ بازخوانی خاطرات سردار شهید املاکی

  • درخشش سه‌قلوهای گوراب‌زرمیخ در کنکور؛ رتبه‌های ۱۹، ۱۳۲ و ۱۳۳ متعلق به آن‌هاست

  • تجلیل از ورزشکاران تیم تکواندو سیاهکل

  • تصویر پروفسور سیاهکلی بر تابلوهای بزرگ خیابان‌های تهران

  • تلاش اکیپ تعمیرات برق سیاهکل برای وصل برق ۴ روستا پس از رانش زمین و سقوط درختان

  • پوریا برقی رئیس اتاق اصناف شهرستان سیاهکل شد

  • دادستان سیاهکل: با هنجارشکنی و قبح‌زدایی بدون اغماض برخورد می‌کنیم

  • نظارت بر واحدهای نانوایی در سیاهکل / برخورد قانونی با متخلفان

  • حضور داور سیاهکلی در لیگ نونهالان تکواندو کشور

  • کسب سه نشان برنز و یک نقره توسط تکواندوکاران نونهال سیاهکل در هفته دوم لیگ استان گیلان

  • نماز استغاثه در سیاهکل برگزار شد + تصاویر

  • نایب‌قهرمانی آکادمی مبارز سیاهکل در مسابقات تکواندو منطقه ۲ کشور

  • تحلیلی بر پدیده پرخاشگری و ریشه یابی قتل های آنی ناشی از تصمیمات لحظه ای

  • درخشش آکادمی جگوار سیاهکل با ۱۷ مدال در مسابقات نیوفایت کیک‌بوکسینگ گیلان

  • برپایی نمایشگاه خوشنویسی «خط خیال» در نگارخانه اثر سیاهکل

  • گیلان؛ قطب صادرات کیوی ایران با چشم‌انداز برداشت ۲۲۰ هزار تن در سال جاری

  • بازرسی صمت سیاهکل از بازار برای حمایت از حقوق مصرف‌کنندگان

  • توزیع تجهیزات تحصیلی و بسته‌های معیشتی در سیاهکل و دیلمان

  • تشدید نظارت‌های اداره صمت بر بازار مرغ و محصولات پروتئینی جهت صیانت از حقوق مصرف‌کننده

  • اطفای حریق در پایگاه امداد و نجات سیاهکل/ پیگیری ویژه دبیرکل هلال احمر برای درمان مصدومان

  • تأکید امام جمعه سیاهکل بر حمایت از فراجا و ارتقای سواد رسانه‌ای + تصاویر

  • مهران نیک‌پی بیدرونی سرپرست هیئت کشتی شهرستان سیاهکل منصوب شد

  • ارائه خدمات سلامت هلال‌احمر لاهیجان در یادواره شهدای روستای آقای شیربنده

  • «محمدحسین منصورقناعی» بخشدار مرکزی سیاهکل شد

  • اسامی ثبت نام کنندگان در انتخابات شورای اسلامی شهر دیلمان

  • ثبت نام ۴۲ داوطلب در انتخابات شورای شهرهای سیاهکل و دیلمان

  • اسامی ثبت نام کنندگان در انتخابات شورای اسلامی شهر سیاهکل

  • دکتر «محمدصادق پیروز لاهیجی» درگذشت

  • سرهنگ قاسم جانعلی پور جانشین انتظامی استان گیلان شد

  • پروفسور دهپور: ما صرفاً شاهد آینده نیستیم، بلکه آن را می‌سازیم

  • «علی ناظمی دیلمی» به عنوان رئیس نظام مهندسی ساختمان سیاهکل انتخاب شد

  • سرهنگ «کمیل ابراهیمی» فرمانده انتظامی شهرستان سیاهکل شد

  • سیاهکل به مجمع شهردارن آسیایی پیوست

  • قصه‌های کودکانه امروز فکرهای فردا

  • وداع و تشییع پیکر شهید سجاد انصاریان در سیاهکل

  • محسن علیجانی مدیر فنی تیم نونهالان تکواندو گیلان شد

  • حماقت ایجاد، حفظ و حذف ارز ترجیحی

  • جایزه ۱۰ میلیارد تومانی یک سیاهکلی برای انتقام از ترامپ و نتانیاهو

  • تجلیل از محسن علیجانی به عنوان برترین مربی تکواندو گیلان

  • اسامی نامزدهای انتخابات شوراهای اسلامی شهر دیلمان

  • آخرین حضور سردار تنگسیری در سیاهکل

  • ضیاءالدین صفری مدیر اجرایی کمیته استعدادیابی تکواندو گیلان شد

  • پیگیری حل مشکلات اراضی روستای «کرف‌پشته» توسط مسئولین + تصاویر

  • هفته
  • ماه
  • سال
  • ارائه خدمات سلامت هلال‌احمر لاهیجان در یادواره شهدای روستای آقای شیربنده

  • نظارت میدانی کارشناسان اداره صمت سیاهکل بر واحدهای صنفی پوشاک

  • مهران نیک‌پی بیدرونی سرپرست هیئت کشتی شهرستان سیاهکل منصوب شد

  • انتصاب علی علوی دیلمی به‌عنوان بخشدار مرکزی شهرستان سیاهکل

  • اختصاص اعتبار ۶ میلیون تومانی به دانشجویان در قالب طرح جدید «ردا»

  • «مش رجب» هنرمند پیشکسوت گیلانی درگذشت

  • گیلان؛ قطب صادرات کیوی ایران با چشم‌انداز برداشت ۲۲۰ هزار تن در سال جاری

  • درخشش سه‌قلوهای گوراب‌زرمیخ در کنکور؛ رتبه‌های ۱۹، ۱۳۲ و ۱۳۳ متعلق به آن‌هاست

  • آغاز اکران فیلم سینمایی «جانشین» در سالن ارشاد؛ بازخوانی خاطرات سردار شهید املاکی

  • تجلیل از ورزشکاران تیم تکواندو سیاهکل

  • نظارت بر واحدهای نانوایی در سیاهکل / برخورد قانونی با متخلفان

  • تجلیل از ورزشکاران تیم تکواندو سیاهکل

  • آغاز اکران فیلم سینمایی «جانشین» در سالن ارشاد؛ بازخوانی خاطرات سردار شهید املاکی

  • درخشش سه‌قلوهای گوراب‌زرمیخ در کنکور؛ رتبه‌های ۱۹، ۱۳۲ و ۱۳۳ متعلق به آن‌هاست

  • گیلان؛ قطب صادرات کیوی ایران با چشم‌انداز برداشت ۲۲۰ هزار تن در سال جاری

  • «مش رجب» هنرمند پیشکسوت گیلانی درگذشت

  • اختصاص اعتبار ۶ میلیون تومانی به دانشجویان در قالب طرح جدید «ردا»

  • انتصاب علی علوی دیلمی به‌عنوان بخشدار مرکزی شهرستان سیاهکل

  • مهران نیک‌پی بیدرونی سرپرست هیئت کشتی شهرستان سیاهکل منصوب شد

  • نظارت میدانی کارشناسان اداره صمت سیاهکل بر واحدهای صنفی پوشاک

  • ارائه خدمات سلامت هلال‌احمر لاهیجان در یادواره شهدای روستای آقای شیربنده

  • دادستان سیاهکل: با هنجارشکنی و قبح‌زدایی بدون اغماض برخورد می‌کنیم

  • تأکید امام جمعه سیاهکل بر حمایت از فراجا و ارتقای سواد رسانه‌ای + تصاویر

  • توزیع تجهیزات تحصیلی و بسته‌های معیشتی در سیاهکل و دیلمان

  • نایب‌قهرمانی آکادمی مبارز سیاهکل در مسابقات تکواندو منطقه ۲ کشور

  • تشدید نظارت‌های اداره صمت بر بازار مرغ و محصولات پروتئینی جهت صیانت از حقوق مصرف‌کننده

  • اطفای حریق در پایگاه امداد و نجات سیاهکل/ پیگیری ویژه دبیرکل هلال احمر برای درمان مصدومان

  • بازرسی صمت سیاهکل از بازار برای حمایت از حقوق مصرف‌کنندگان

  • تحلیلی بر پدیده پرخاشگری و ریشه یابی قتل های آنی ناشی از تصمیمات لحظه ای

  • درخشش آکادمی جگوار سیاهکل با ۱۷ مدال در مسابقات نیوفایت کیک‌بوکسینگ گیلان

  • حرکت دوباره اتوبوس‌ها از سیاهکل به تهران؛ سرویس برگشت از تهران نیز راه افتاد

  • جزئیات مبلغ عیدی ۱۴۰۵ بازنشستگان و کارگران

  • مدیر اسبق آب و فاضلاب روستایی شهرستان سیاهکل دار فانی را وداع کرد

  • سرهنگ قاسم جانعلی پور جانشین انتظامی استان گیلان شد

  • ترویج فرهنگ کتابخوانی در دبستان شهدای تازه‌آباد سیاهکل

  • یلداخوانی کودکان در کتابخانه دکتر منتصر کوهساری سیاهکل

  • آسفالت خیابان جدیدالاحداث شورا به پایان رسید

  • وداع و تشییع پیکر شهید سجاد انصاریان در سیاهکل

  • بازدید از پروژه‌های عمرانی سیاهکل با حضور رئیس سازمان برنامه‌ریزی گیلان

  • شهید جنگ تحمیلی ۸ ساله در سیاهکل تشییع شد

  • سیاهکل دارای بزرگترین ظرفیت استان در تولید گل ارکیده است / دیلمان با تنش آبی و قطعی برق مواجه است

  • انتخاب دهیاران روستاهای لیش و میکال به عنوان دهیاران برتر استان گیلان

  • کشف بیش از ۲ هزار و ۶۰۰ قطعه مرغ زنده بدون مجوز در سیاهکل

  • تیم ملی وزنه برداری ایران برای دومین بار قهرمان جهان شد

  • تجلیل شهردار سیاهکل از قهرمان تکواندوی کشور

  • ترامپ: جنگ غزه تمام شد / همه می‌خواهند عضوی از شورای صلح غزه باشند

  • رهبر انقلاب هیچ توصیه‌ای نسبت به «پالرمو و CFT» نداشته‌اند

  • توافق بین اسرائیل و حماس پابرجا خواهد ماند / ما جنگ جهانی سوم نمی‌خواهیم

  • اسامی ۵ فرآورده‌ غذایی غیرمجاز منتشر شد

  • اموال بلاتکلیف نزد اموال تملیکی تعیین تکلیف شوند

    • مقام معظم رهبری
    • گیلان
    • سیاسی
    • تبلیغات در سایت
    • نماز جمعه
    • سیاهکل
    • ورزشی
    • مذهبی
    • دیلمان
    • اجتماعی
    • تودیع و معارفه
    • روستاها
    • حوادث
    • معرفی کتاب
    • انتخابات
    • مناطق دیدنی
روز
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
31
ماه
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
سال
1392
1393
1394
1395
1396
1397
1398
1399
1400
1401
1402
1403
1404
1405
1406
1407
1408
1409
1410
Developed By

کلیه حقوق برای پایگاه خبری درسیاهکل محفوظ است. استفاده از مطالب این پایگاه خبری با ذکر منبع بلامانع است.
Copyright© www.DarSiahkal.ir 2016 - All rights reserved

↑