-
نادیده گرفتن میراث طبیعی و معنوی گیلان در قطع درختان امامزاده هاشم (ع) رشت
-
خودروهای شخصی بالای ۱۰ سال عمر، رایگان دوگانه سوز می شوند
-
پروفسور دهپور: ما صرفاً شاهد آینده نیستیم، بلکه آن را میسازیم
-
تغییر لایحه بودجه؛ حقوق کارمندان بهصورت پلکانی افزایش پیدا میکند
-
سراسر گیلان باید به دستگاههای سنجش کیفیت هوا مجهز شود
-
سیاهکل و چشم انداز تبدیل به قطب بزرگ گردشگری، کوهستانی ایران در شمال شرق گیلان
-
موفقیت تکواندوکاران خردسال سیاهکل در لیگ گیلان
-
درخشش سیاهکل در رقابت های رزمی گیلان
-
ترویج فرهنگ کتابخوانی در دبستان شهدای تازهآباد سیاهکل
-
سرهنگ قاسم جانعلی پور جانشین انتظامی استان گیلان شد
-
سرهنگ «کمیل ابراهیمی» فرمانده انتظامی شهرستان سیاهکل شد
-
نادیده گرفتن میراث طبیعی و معنوی گیلان در قطع درختان امامزاده هاشم (ع) رشت
-
«علی ناظمی دیلمی» به عنوان رئیس نظام مهندسی ساختمان سیاهکل انتخاب شد
-
موجودی اعتبار کالابرگ با سرشماره V.Refah برای سرپرستان خانوار پیامک میشود
-
مرمت «تی تی کاروانسرای سیاهکل» آغاز شد / رطوبت به بنا آسیب زده است
-
کسب ۲ مدال طلای مسابقات فیزیک پرورش اندام شرق و غرب گیلان توسط ورزشکار سیاهکلی
-
کسب مقام اول جهانی در پروژههای متاورس و هوش مصنوعی توسط تیم ایرانی به سرپرستی یک سیاهکلی
-
«شهید محمدرضا لاجوردی» دومین شهید سیاهکلی مبارزه با تجاوز رژیم صهیونیستی به میهن + تصاویر
-
تلف شدن بیش از ۳۰۰ راس دام در روستای جلیسه بر اثر بیماری/ لزوم ورود دامپزشکی کل کشور به منطقه
-
پاسخ فرماندار سیاهکل و مدیرکل دامپزشکی گیلان به تلف شدن دام ها در روستای جلیسه
-
تأکید فرماندار بر استقرار دائم دامپزشک در روستای جلیسه
آیت الله سعادت میرقدیم نورچشم ما
سلام و درود بر شما جناب آقای مرادی عزیز. ضمیمانه سپاسگزارم. برقرار و پاینده باشید
سلام بر همه خوانندگان و علاقمندان به شعر و ادب پارسی. لطف بفرمایید با دوبیت شعر یا چند بیت اشعار ناب و زیبا و پُرمحتوی ، جان و کامِ مخاطبین و خوانندگان را سرشار از حلاوت و نشاط و سرور و بهجت و ابتهاج معنوی نمایید. با تشکر. سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی
بشنو از نی چون شکایت میکند
از جداییها حکایت میکند
کز نیستان تا مرا ببریدهاند
از نفیرم مرد و زن نالیدهاند
سینه خواهم شُرحَه شُرحَه از فراق
تا بگویم شرحِ دردِ اشتیاق
*هر کسی کو دور ماند از اصل خویش
باز جوید روزگار وصل خویش
من به هر جمعیتی نالان شدم
جُفت بدحالان و خوشحالان شدم
هرکسی از ظنِّ خود شد یار من
از درون من نَجُست اسرار من
سِرّ من از نالهٔ من دور نیست
لیک چشم و گوش را آن نور نیست
تن ز جان و جان ز تن مَستور نیست
لیک کس را دید جان دستور نیست
*آتشست این بانگ نای و نیست باد
هر که این آتش ندارد نیست باد
آتش عشقست کاندر نی فتاد
جوشش عشقست کاندر می فتاد
نی حریف هرکه از یاری برید
پردههایش پردههای ما درید
همچو نی زهری و تریاقی که دید؟
همچو نی دمساز و مشتاقی که دید؟
نی حدیث راه پرخون می کند
قِصّه های عشق مجنون می کند
مَحرم ِاین هوش جز بیهوش نیست
مر زبان را مشتری جز گوش نیست
در غم ما روزها بیگاه شد
روزها با سوزها همراه شد
روزها گر رفت گو: رو باک نیست
تو بمان ای آنکه چون تو پاک نیست
هرکه جز ماهی ز آبش سیر شد
هرکه بی روزیست روزش دیر شد
*درنیابد حال پخته هیچ خام
پس سخن کوتاه باید والسلام
*بند بُگسل ، باش آزاد ای پسر
چند باشی بند سیم و بند زر
گر بریزی بَحر را در کوزهای
چند گنجد قسمت یک روزهای
*کوزه چشم حریصان پر نشد
تا صدف قانع نشد پر د’ر نشد
*هر که را جامه ز عشقی چاک شد
او ز حرص و عیب کلی پاک شد
شاد باش ای عشقِ خوش سودای ما
ای طبیب جمله علت های ما
ای دوای نَخوت و ناموس ما
ای تو افلاطون و جالینوس ما
*جسمِ خاک از عشق بر افلاک شد
کوه در رقص آمد و چالاک شد
عشق جان طور آمد عاشقا
طور مست و خَرَّ مُوسی صاعِقا
با لبِ دمساز خود گر جفتمی
همچو نی من گفتنیها گفتمی
*هر که او از هم زبانی شد جدا
بی زبان شد گرچه دارد صد نوا
*چونکه گل رفت و گلستان درگذشت
نشنوی زان پس ز بلبل سر گذشت
جمله معشوقست و عاشق پرده ای
زنده معشوقست و عاشق مرده ای
چون نباشد عشق را پروای او
او چو مرغی ماند بی پروای او
*من چگونه هوش دارم پیش و پس
چون نباشد نور یارم پیش و پس
عشق خواهد کین سخن بیرون بُوَد
آینه غَمّاز نَبوَد چون بُوَد
آینت دانی چرا غَمّاز نیست
زانکه زنگار از رُخَش ممتاز نیست
*جلال الدین محمد مولوی بلخی رومی معروف به مولوی یا مولانا
صوفیان در دمی دو عید کنند-عنکبوتان مگس قدید کنند. حکیم سنایی
{میان دو کس جنگ چون آتش است سخن چین بد بخت هیزم کش است}سعدی
چشم وا کن شش جهت یارست و بس
هر چه خواهی دید، دیدارست و بس
شعر :از ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل فرزند میرزا عبدالخالق مشهور به بیدل دِهلِوی هندی افغانستانی- اصلیتش از افغانستان . ولی ساکن هند بود. محل دفنش در افغانستان است
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند آیا شود که گوشه چشمی به ما کنند . حافظ